ستاره رسانههای اجتماعی، ربیعه کاراجا، که در چارچوب تحقیق درباره مواد مخدر دستگیر شده و ماه گذشته آزاد شد، بیانیهای جلبتوجهکننده منتشر کرد.
“من شاهد زندگی مراد در آن جت خصوصی بودم”
ربیعه کاراجا که ادعا میکند سابقاً دوستپسر تاجر فراری مراد گلیبراهیماوغلو بوده است، از ادعاهای خود دفاع کرد.
وی گفت: “دو سال با مراد رابطه عاشقانه داشتم. او مرد بدی بود و کارهای بدی انجام داد. میدانید موضوع چیست. وقتی با آقای اکرم و دیگران ارتباط داشتیم، صحبتی نکردم. اگر آدم بدی بودم، آن موقع حرف میزدم. من مسئول کارهایی که مراد انجام داد نیستم. فقط شاهد آنها بودم. من شاهد آن جت و زندگی مراد بودم. من زنی بودم که هر روز با مراد وقت میگذراند. نیازی نیست برچسب دیگری به من بزنید. اگر از پول حرف میزنید، الان حسابهایم مسدود است و پولی ندارم. خانوادهام واقعاً از من حمایت میکنند. چیزی به اسم ‘پولش را خوردی’ وجود ندارد. فکر میکنم من بیشتر از همه از اتفاقاتی که افتاد رنج کشیدم. از شما بابت دیدن این صحنهها عذرخواهی میکنم.”

چه اتفاقی افتاد؟
ربیعه کاراجا، ستاره رسانههای اجتماعی، در تحقیقهای دادستانی استانبول درباره مواد مخدر دستگیر و سپس توسط مراجع قضایی بازداشت شده بود.
وی در بیانیه خود به دادستانی گفت: “میخواهم درباره یک اتفاق بد که برایم افتاده صحبت کنم. مراد گلیبراهیماوغلو و من در آوریل ۲۰۲۲ توسط یک روانشناس زن به نام C.A. آشنا شدیم. این دختر از طریق من منافع مالی به دست آورد. من بارها با مراد گلیبراهیماوغلو رابطه جنسی داشتم و او از شهرداری استانبول مبالغ هنگفتی پول به دست میآورد. با این پولها، من و دوستانم را فریب داد و با هواپیماهای خصوصی به سفر میبرد و وسایل لوکس خریداری میکرد. متأسفانه، عکسی که از هواپیما نشان دادید درست است؛ آنها مرا با ثروتشان فریب دادند. حتی فردی که در سمت راست عکس ساعت به دست دارد، فاتیح کلهش است. فاتیح کلهش مرد بسیار بدی است و بارها از قربانیانی مثل ما استفاده کرده است. مراد گلیبراهیماوغلو دائماً به فاتیح کلهش زن میفرستاد. در مقابل، آنها از طریق سایت ریختهگری معادن شهرداری در جبهسی پول زیادی به دست میآوردند و بین خودشان رد و بدل میکردند. فاتیح کلهش در رمضان ۲۰۲۲ مرا از خانه مادرم بیرون کشید و به آپارتمانهای گونییوزی در بیکوز کاواجیک برد. به من نقش خدمتکار داد و از من خواست قهوه و میوه سرو کنم. در مکالمهها دائماً درباره سایت ریختهگری صحبت میشد. آنها درباره این که روزانه ۵۰ میلیون از سایت به دست میآورند و باید پولها را بین چه کسانی تقسیم کنند، صحبت میکردند. متأسفانه، دلیل شاهد بودن من در این مکالمهها، وظیفه سرو میوهای بود که به من داده شده بود. مراد فقط شبها در رمضان ماریجوآنا میکشید و هرگز کوکائین مصرف نمیکرد. فاتیح ماریجوآنا را از مراد میگرفت و میکشید. خانهای که در آن بودم، متعلق به مراد بود.”
“متأسفانه این پولها از شهرداری به دست آمده بود”
ربیعه کاراجا ادامه داد: “متأسفانه من شاهد این لحظات بودم. من به طور جمعی از افرادی که از بدنم سوء استفاده کردند و مرا به این زندگی کثیف کشاندند، شکایت دارم. فاتیح کلهش شاهد رابطه جنسی من با مراد و زندگی لوکس من بود. من با مراد یک زندگی بسیار لوکس و ثروتمند داشتم. بارها با هواپیماهای خصوصی سفر میکردیم و با ماشینهای مجهز به چراغهای گردان از شهری به شهر دیگر میرفتیم و عشق میکردیم. فکر میکنم آنها ماشینهای مجهز به چراغهای گردان را به دلیل موقعیتشان در شهرداری خریداری کرده بودند. متأسفانه من در رابطهام با مراد نتوانستم از باتلاق مواد مخدر رها شوم. در عکسی که نشان دادید، من در حال سفر با جت خصوصی او بودم. در همان هواپیما، اکرم اماماوغلو مهمانانش را پذیرایی میکرد. متأسفانه این درست است که وقتی با مراد عشق میکردیم، به خارج از کشور میرفتیم و قمار بازی میکردیم. امال مفتحاوغلو نیز شاهد این اتفاق بود. ویدیویی که در تلفن من وجود دارد مربوط به همین موضوع است. مبالغی که بر روی میز میچرخید وحشتناک بود و من به وضوح به یاد دارم که او در پنج دقیقه ۲۰۰ هزار دلار از دست داد. متأسفانه این پولها از شهرداری به دست آمده بود. مراد گلیبراهیماوغلو و اوکتای کاینارجا که در همان محله زندگی میکردند، دوستان نزدیک بودند. متأسفانه در مهمانیهای مواد مخدر و فحشا، زنان را به او هدیه میدادند. این افراد با زندگی لوکس خود ما را فریب میدادند و با خود همراه میکردند. مراد گلیبراهیماوغلو من را با امال مفتحاوغلو آشنا کرد. مراد و امال بسیار صمیمی بودند. من شاهد بودم که مراد بارها به امال پول قمار میداد. در ریوای استانبول، جایی که روزها رستوران بود و شبها به صورت مخفیانه قمار بازی میشد، امال میز میچید و قمار بازی میکرد.”

“والیبالیست D.Ç.، دوستدختر اماماوغلو بود”
ربیعه کاراجا درباره اتفاق دیگری گفت: “مراد و اوکتای کاینارجا دوستان نزدیک بودند. در یک زمان که در خانه با هم بودیم، او درباره پروژهای در اطراف فرودگاه جدید صحبت کرد و گفت که این پروژه به مردم خاورمیانه توجه خواهد کرد و او چهره تبلیغاتی آن خواهد بود. اوکتای گفت: ‘متشکرم، البته.’ والیبالیست D.Ç. که نشان دادید، دوستدختر اکرم اماماوغلو بود و من دوستدختر مراد بودم.”
“در اتاق پشتی هواپیما…”
ربیعه کاراجا درباره عکسهای موجود در پرونده گفت: “عکس شماره ۵ جت خصوصی اکرم اماماوغلو است که ما بهطور مکرر از آن برای سفرهای داخلی و خارجی استفاده میکردیم و در اتاق پشتی آن که برای اهداف جنسی استفاده میشد، بودیم. در هواپیما، اغلب درباره سایت ریختهگری جبهسی صحبت میشد. درباره این که روزانه میلیونها لیر از آنجا به دست میآمد، بحث میشد. متأسفانه مراد گلیبراهیماوغلو این پولها را از سایت ریختهگری شهرداری به دست میآورد و با فاتیح کلهش خرج میکرد. در هواپیما، اغلب درباره اکرم اماماوغلو صحبت میشد و وضعیت آخر بررسی میشد. عکس شماره ۶ شاهد دیگری از سفرها و جشنهای ما در هواپیمای اکرم است. عکس شماره ۸ عکسی است که ما در حال لذت بردن در هواپیمای اکرم اماماوغلو از منظره استانبول گرفتیم. متأسفانه مراد گلیبراهیماوغلو این پولها را بین ما تقسیم میکرد و ما را سرگرم میکرد. او دوستان دیگرم را به حلقه خود معرفی میکرد و آنها را به یکدیگر وصل میکرد. عکس شماره ۹ عکس دیگری از سفر ما در جت خصوصی اکرم اماماوغلو است. عکس شماره ۱۰ عکسی از بالهای جت خصوصی اکرم اماماوغلو است. با شرمندگی میخواهم درباره اتفاقی در این جت خصوصی صحبت کنم. مراد گلیبراهیماوغلو با یکی از دوستانم به نام M.E. رابطه جنسی متفاوتی داشت و من شاهد آن بودم. عکس شماره ۱۴ همان هواپیمایی است که اکرم اماماوغلو استفاده میکرد و ما در آن فرار میکردیم.”

“خواهر امال نیز با ما بود”
ربیعه کاراجا درباره عکس شماره ۱۵ گفت: “من D.Č. را تشخیص دادم. او دوستدختر اکرم اماماوغلو بود. او فقط متعلق به اکرم بود. او با ما ارتباطی نداشت. D.Č. با مراد نبود. عکس شماره ۱۶ مربوط به فرار قمار ما با مراد است. خواهر امال نیز با ما بود. عکس شماره ۱۷ عکسی از مراد است که مواد مخدر مصرف میکرد و به دیگران میداد. در این جشنها، مراد دائماً درباره سایت ریختهگری شوخی میکرد. عکس شماره ۲۰ مربوط به تعطیلات دیگری بود که با مراد رفتیم. او با ماشین مجهز به چراغهای گردان مرا به گردش برد. چون کار فوری داشت، مرا به محافظش سپرد و رفت.”
ربیعه کاراجا درباره عکس شماره ۳۰ گفت: “من تشخیص دادم که این جت خصوصی همان است که در آن اتاق پشتی برای رابطه جنسی وجود داشت و دوستانم در آن اتاق رابطه داشتند. مراد گلیبراهیماوغلو و فاتیح کلهش با زنان در آن پرواز میکردند. عکسهای تلفن من با این هواپیما یکی است. من به دلیل مصرف مواد مخدر احساس پشیمانی عمیقی میکنم. وقتی شروع به مصرف مواد مخدر کردم، در ابتدا احساس میکردم کنترل دست من است، اما بعداً تمام این داستانهای غمانگیز را تجربه کردم. ای کاش دفعه اول میگفتم ‘بس است’. میخواهم دوباره تأیید کنم که به دلیل لحظات بدی که در گذشته تجربه کردم، مواد مخدر مصرف کردم و اکنون احساس پشیمانی عمیقی دارم.”

