Kahramanmaraş مرکز زمینلرزهها، پدری که چشمش پر از اشک است و پسر ۱۹ سالهاش را که دانشجو بود از دست داده، هفتهای یکبار به قبرستان میرود تا کمی از دلتنگیهایش بکاهد. او که نامش مصطفی سزر است، میگوید زمان هیچچیز را فراموش نمیکند و هنوز خودشان را در ششم فوریه میبینند.
سه سال از زمینلرزههای ششم فوریه که به عنوان فاجعه قرن شناخته شد، میگذرد. این حوادث که باعث مرگ دههزار نفر و تخریب کامل خانهها و محل کار در ۱۱ استان از جمله غازیعینتپ شد، هنوز خانوادههایی که عزیزان خود را از دست دادهاند را با دردهایی تازه درگیر کرده است. کسانی که عزیزان، خانه، کار یا حتی عضوی از بدنشان را از دست دادند و مجبور به ترک شهری که در آن زندگی میکردند شدند، همچنان با اثرات مادی و معنوی این زمینلرزهها دست و پنجه نرم میکنند و در تلاشند زندگی جدیدی برای خود بسازند.
جمعه سزر، فرزند بزرگ مصطفی سزر که در سال ۲۰۲۲ برای تحصیل در دانشگاه به کاهرامانماراش رفته بود، در اثر ویرانی ساختمان سکینلر در خیابان قاراسو در محله هایداربی در منطقه اونایکیشوبات جان خود را از دست داد. پدرش مصطفی سزر، بلافاصله پس از اولین زمینلرزه در ساعت ۴:۱۷ صبح، نتوانست با پسرش تماس بگیرد، بنابراین همراه با خانواده و نزدیکان به کاهرامانماراش رفت.
مصطفی سزر وقتی دید ساختمانی که پسرش در آن زندگی میکرد کاملاً ویران شده بود، خودش نیز از لحاظ روحی فرو ریخت. او که چهار روز تمام در کنار تیمهای جستجو و نجات به دنبال پسرش بود و در نهایت جسد بیجان او را یافت، هنوز بعد از سه سال همان درد از دست دادن را همانند روز اول احساس میکند.
مصطفی سزر سه سال است که به طور منظم به قبر پسرش در گورستان آصری سر میزند، قرآن میخواند و دعا میکند تا کمی از دردش بکاهد، ولی میگوید دردش اصلاً تغییر نکرده است.
او که پس از زمینلرزههای بزرگ با دردناکترین چهره زندگی مواجه شد، اشاره کرد که بیان دردش با کلمات بسیار سخت است.
p>
سزر در توصیف لحظه زمینلرزه گفت: “وقتی زمینلرزه اتفاق افتاد، من در غازیعینتپ بودم. بلافاصله به پسرم در کاهرامانماراش زنگ زدم، اما نتوانستم با او تماس بگیرم. فوراً به کاهرامانماراش رفتیم. ساختمانی که پسرم در آن زندگی میکرد کاملاً ویران شده بود. با تمام تلاشهایمان، تا شب چهارم نتوانستیم او را از زیر آوار بیرون بیاوریم و متأسفانه او جان باخته بود. همان شب پسرم را به غازیعینتپ آوردیم.”
او که هنوز درد از دست دادن پسر ۱۹ سالهاش را در قلبش احساس میکند، گفت: “آن روزها بسیار سخت بود. ناتوانی در برابر زمینلرزه را حس کردیم. هوا سرد بود، کمکها محدود بودند. با تمام تلاش خود سعی کردیم پسرمان را از زیر آوار بیرون بیاوریم. بسیار درد کشیدیم. خداوند دیگر چنین فجایعای را در کشورمان اتفاق نیندازد. هیچ کلمهای برای گفتن نیست. آن روزها هرگز از ذهنمان بیرون نمیرود، هرگز فراموش نمیکنیم. هنوز خودمان را در ششم فوریه میبینیم.”
سزر گفت که زمان هیچچیز را فراموش نمیکند و اضافه کرد: “خداوند اینگونه خواسته است. خداوند هم وقتی میدهد، و هم وقتی میگیرد، ما رضایت داشتیم. برای نجات پسرمان تمام تلاشمان را کردیم، اما موفق نشدیم. پسرمان را در روز چهارم از زیر آوار بیرون کشیدیم. خدا را شکر که حداقل قبری دارد، برخی افراد حتی قبری هم ندارند. هر وقت فرصتی پیدا میکنیم، به ویژه روزهای جمعه، با دوستان و بستگان به قبرش سر میزنیم. خداوند دیگر چنین زمینلرزهای را در کشورمان و برای هیچ مسلمانی اتفاق نیندازد. واقعاً روزهای سختی بود، به ضعفهایمان پی بردیم، به نیازهایمان پی بردیم. بینهایت شکر که خداوند ما وجود دارد و ما به او ایمان داریم. تا جایی که بتوانیم به ایمانمان چنگ میزنیم. با وجود دردهایمان، خدا را شکر میکنیم. حکمت خداوند این بوده و هست. خداوند به همه آنها رحمت فراوان ببخشد.” – غازیعینتپ

