شهر تاریخی ایزنیک در استان بورسا، میزبان یک مراسم عروسی رنگارنگ و بسیار جالب بود که در آن آداب و رسوم محلی زنده نگه داشته میشود. «شوخی عروسی» سنتی یا به اصطلاح «آزار داماد» که تولگا کوچوکچاکیر پیش از ازدواج با دیلان کوچوکچاکیر توسط دوستانش تحمل کرد، تماشاگران را به خنده انداخت.
داماد را شلوار گشاد پوشاندند و صورتش را آرایش کردند
دیلان کوچوکچاکیر و تولگا کوچوکچاکیر، صبح روز عروسی خود در محله مصطفیکمال پاشا، خیابان آتاترک یولو، در مراسم شادی که دوستانشان برایشان ترتیب داده بودند شرکت کردند. بر اساس رسم مرسوم، داماد و بهترین مرد مجبور بودند وظایفی را که دوستانشان تعیین کرده بودند انجام دهند. ابتدا دوستان داماد، شلواری گشاد به او پوشاندند و زنگی به گردنش آویختند، سپس با رژ لب صورتش را آرایش کرده و روی پیشانیاش نام «دیلان» را نوشتند. به داماد که یک لوله خالی داده شده و از او خواسته شده بود تخممرغ سرخ کند، تخممرغی بسیار چرب، شور و پرادویه خورانده شد. سپس داماد روی لگنی که دوستانش وسط خیابان گذاشته بودند نشست و با آب کفآلود و برس شسته شد. دیلان کوچوکچاکیر این صحنهها را از داخل ماشین عروس تماشا کرد و لحظات را با تلفن همراه خود ضبط کرد. در پایان این مراسم شاد، داماد را به تراس خانه بردند و او در حالی که صدای طبل، سرنا و بوق ماشینها همراهیاش میکرد، سعی کرد عشقش را به دیلان که در ماشین عروس بود، ابراز کند.

«این اتفاقها ممکن است برای هر مردی در ازنیک بیفتد»
در حالی که این سنت دیرینه در منطقه صحنههای مفرحی را ایجاد میکند، تولگا کوچوکچاکیر که در معرض این شوخیهای به ظاهر شکنجهآمیز دوستانش قرار گرفت، گفت: «نیازی به توضیح آنچه اتفاق افتاد نیست، همه چیز از حال و روزم پیداست. احتمالاً این اتفاقها برای هر مردی در منطقه ازنیک میافتد.»

«تماشایش لذتبخش بود»
دیلان کوچوکچاکیر نیز که این صحنهها را از ماشین عروس با لذت تماشا میکرد، گفت: «طبق رسوم ما، او مجبور بود این لحظات را تجربه کند. تماشای آن بسیار لذتبخش بود.»






