اینجی تورکای، بازیگر مشهوری که با ایفای نقش «بتوش پری» در مجموعهی افسانهای «مادرم جادوگر» در خاطرها ماند، سالها پس از مرگ تلخ همکارش دفنه جوی فاستر در سال ۲۰۱۱، اعتراف تکاندهندهای دربارهی او کرد.
برای اولین بار روایت کرد
تورکای که در یک برنامه مهمان بود، از تصمیم رادیکال خود برای مهاجرت به لندن تا فوت پدرش و ناگفتههای زندگی خود سخن گفت. اما وقتی صحبت به دفنه جوی فاستر کشید، نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد و برای اولین بار عذاب وجدان بزرگی را که سالها در سینه داشت، بازگو کرد.

این بازیگر با اشاره به خاطراتش در سر صحنهی سریال، گفت که با وجود ابتلای آن بازیگر فقید به آسم، او سیگار مصرف میکرد و همچنین به خاطر حضور یک سگ در صحنه، بینشان کدورتی کوچک پیش آمد، اما خیلی زود آشتی کردند. تورکای، اما دردناکترین بخش گفتوگوی خود را به ساعات پایانی زندگی آن بازیگر مشهور اختصاص داد.

«خیلی التماس کردم که بماند، گوش نداد»
اینجی تورکای فاش کرد که در شب مرگ دفنه جوی فاستر، او در واقع در خانهی خودش بوده و آن ساعات آخر را اینگونه شرح داد: «شبی که فوت کرد، به خانهام در نشینتاشی آمد. به من گفت: “بیا برویم بیاوغلو”. من آن روز خیلی کسالت داشتم، مثل این بود که سرماخورده باشم. دلم نمیخواست بیرون بروم و به او هم گفتم: “نرو، اینجا بمان”. خیلی التماس کردم، practically begged. اما حرفم را نشنید و رفت. متأسفانه سحرگاه خبر تلخ فوتش را دریافت کردم.»

«هنوز در خوابهایم آن در را زنجیر میکنم»
این بازیگر مشهور اعتراف کرد که پس از شوک بزرگ آن حادثه، مدت زیادی نتوانست خودش را جمعوجور کند و گفت که آن شب تا پایان عمر در ذهنش حک شده است. تورکای با بیان عذاب وجدان عمیق خود گفت: «پس از فوتش، روزها در سالن مینشستم و فقط به دیوار خیره میشدم. آن لحظهی خروجش از خانه بارها و بارها در ذهنم تکرار شد. هنوز هم در خوابهایم آن در را میبندم، آن در را زنجیر میکنم تا نرود… اما در واقعیت، او رفت.»

دفنه جوی فاستر، یکی از شادابترین و سرزندهترین چهرههای تاریخ تلویزیون ترکیه، با مرگ ناگهانی خود تمام ترکیه را در ماتم فرو برد و پسر دو سالهاش، جان قیلیچ سولماز، را تنها گذاشت. اعتراف اینچی تورکای پس از سالها، پرده از یک تراژدی ناشناخته دیگر پس از آن مرگ غمانگیز برداشت.

