آسان انتخاب کنید

۶ روز است که از دنیز ایشلر خبری نیست! پیامی که به دوستش فرستاد همه را نگران کرد.

دانش‌جوی ۲۵ ساله‌ای به نام دنیز ایبیسلر که در منطقه‌ای به نام اِیوب سُلطان زندگی می‌کند، بعد از صحبت تلفنی با پدرش در تاریخ ۲۴ ژانویه، شنبه شب، گوشی‌اش را خاموش کرد. پس از ملاقات با دوستانش در منطقه کادیکوی کوشویولو، دنیز ایبیسلر به سمت مکیدیه‌کوی حرکت کرد و پس از سوار شدن به مترو، از ایستگاه مترو خارج شد. یکی از دوستانش گفت که او پیامی به او فرستاده و گفته بود: «حتی به فکر خودکشی افتاده‌ام.» این پیام نگرانی‌ها را افزایش داد. پدرش، یوکسل ایبیسلر، گفت که پسرش پس از بازگشت از سفر خارجی دچار افسردگی شده بود.

Deniz İbişler'den 6 gündür haber yok! Arkadaşına attığı mesaj herkesی korkuttu
دنیز ایبیسلر گمشده

خبر تلخ

بر اساس اطلاعات منتشر شده توسط روژدا آلین‌تاش، مشخص شد که دنیز ایبیسلر در تاریخ ۲۵ ژانویه به سمت بشیک‌تاش حرکت کرد، مدتی را در یک کافه گذراند و سپس به دریا پرید.

اظهارات دوستش: «چند روزی بود که خواب نداشت و حواسش پرت بود»

پدرش، یوکسل ایبیسلر، گفت: «پسرم در تاریخ ۲۴ ژانویه، شنبه شب، حدود ساعت ۱۸ تا ۱۹ با دوستش در کوشویولو ملاقات کرد و چند ساعت را با او گذراند. حدود ساعت ۲۲:۳۰ تا ۲۳ دوستش او را به ایستگاه متروی آجی‌بادِم رساند. دوستش گفت که او چند روزی بود خواب نداشت، حواسش پرت بود و ممکن بود کمی دچار مشکل در جهت‌یابی شده باشد. او سوار اتوبوس‌های تندرو شد و باید در مکیدیه‌کوی برای رسیدن به خانه‌اش به مترو تغییر مسیر می‌داد. ما می‌دانیم که او به ایستگاه متروی ییلدیزی – محمودبِی وارد شد و چون حدود ۲۸ دقیقه تا رسیدن مترو زمان بود، تصمیم گرفت منتظر نماند و از آنجا خارج شد.»

«می‌دانیم که از اتوبوس‌های تندرو خارج شد، اطلاعات بیشتری نداریم»

پدرش افزود: «احتمالاً حوصله‌اش سر رفته بود و نمی‌خواست منتظر بماند. ما فقط می‌دانیم که او از ایستگاه اتوبوس‌های تندرو خارج شد و اطلاعات دیگری نداریم. تمام واحدهای امنیتی استانبول و آنکارا در حال پیگیری هستند و از تکنیک‌های ردیابی استفاده می‌کنند. ان‌شاالله به اطلاعاتی درباره سرنوشت او دست خواهیم یافت. به‌زودی، دادسرای گازی‌عثمان‌پاشا نیز با حساسیت موضوع را بررسی و گزارش‌های لازم را آماده کردند. کلانتری علی‌بیک‌کوی نیز از ما حمایت کردند و هنوز هم در حال تبادل اطلاعات با ما هستند. تاکنون هیچ اطلاعات فنی قابل توجهی به دست نیامده است.»

«شاهدی در ترمینال اسن‌لر وجود دارد»

پدرش گفت: «می‌دانیم که او به خانه‌اش نرفت. من آن شب حدود ساعت ۲۲ نتوانستم با او تماس بگیرم، بنابراین از طریق رسانه‌های اجتماعی و تلفنش دنبالش گشتم و از دوستانش خواستم که او را پیدا کنند. اما گوشی‌اش خاموش شده بود. حدود ساعت ۰۰:۰۰، گوشی‌اش خاموش شد. ما می‌دانیم که او قبلاً در هوای خوب چند بار پیاده از همان مسیر استفاده کرده بود. حالا برادر و خواهرزادهام با تلاش شخصی خودشان کل مسیر را پیاده‌روی کرده‌اند و از محل‌های کار اطلاعات می‌گیرند و به دنبال شاهد هستند. از ترمینال اسن‌لر نیز گزارشی دریافت کرده‌ایم که یکی از کارمندان آنجا گفته است او را دیده است و سعی می‌کنیم با آن فرد تماس بگیریم.»

Advertisement Buy Second Hand Apartments in Istanbul

«پس از بازگشت از سفر خارجی، عصبی و ناراحت بود»

پدرش توضیح داد: «او پس از سفر به خارج از کشور، دچار مشکلات روانی شد. دیشب حدود ساعت ۰۰:۳۰ گزارش شد که کسی شبیه او در دفتر پست اسکودار دیده شده است. ما می‌خواهیم آن را بررسی کنیم، اما هیچ اطلاعات قطعی وجود ندارد. او در تابستان برای کار به خارج رفت و پس از بازگشت، عصبی بود. نتوانست شغل و درآمدی که انتظارش را داشت پیدا کند. به همین دلیل ناراحت بود. دوستش گفت که او در چند روز اخیر کم‌خوابی داشت و توجه‌اش پرت بود. ممکن است جهت‌یابی‌اش مختل شده باشد. خدا نکرده با افراد بدی برخورد کرده باشد. ما همه احتمالات را بررسی می‌کنیم و مسئولان نیز در حال بررسی هستند. همه دوستانش، از دبیرستان تا دانشگاه، و خانواده‌اش در حالت آماده‌باش هستند. شاید او به جایی رفته باشد تا آرامش پیدا کند.»

آخرین پیام او به دوستش

بر اساس اطلاعات منتشر شده در برنامه اسرا اِرول، پیام دنیز ایبیسلر به دوستش نگرانی‌ها را بیشتر کرد. او به دوستش نوشته بود: «حتی به فکر پریدن به بزرگراه E5 و خودکشی افتادم. حتی از رفتن به خانه می‌ترسم.»

Deniz İbişler'den 6 gündür haber yok! Arkadasina attigi mesaj herkesی korkuttu

«پسرم نمی‌خواست من وارد خانه‌اش شوم»

پدرش گفت: «پسرم نمی‌خواست من وارد خانه‌اش شوم. در آغاز سپتامبر، وقتی او در آمریکا بود، از او پرسیدم: «پسرم، خانه‌ات کمی به‌هم‌ریخته بود، می‌خواهی مرتبش کنم؟» و او گفت: «شاید.» یا من این‌طور فهمیدم. خانه را تمیز کردم و همه‌چیز را مرتب کردم. بعد به من گفت: «کفش‌هایم را پیدا نمی‌کنم. چرا خانه‌ام را به‌هم ریختی؟» شاید پیام او به دوستش که گفته بود: «حالا حتی از رفتن به خانه می‌ترسم» به این موضوع مربوط باشد.

در بررسی‌های انجام‌شده در خانه دنیز ایبیسلر، مشخص شد که خانه‌اش بسیار به‌هم‌ریخته و تقریباً شبیه به زباله‌دانی شده بود.

به این مطب امتیاز بدهید

پیوست به گفتگو

مقایسه ملک ها

مقایسه
Rent Daily and Monthly